بازم آنيتا بيرون روي گرفت
از 18 آذر روز شنبه بيرون روي شما دخمل خوشگلم شروع شد
استارتشم خونه مادربابايي خورد
من دانشگاه بودم و با مترو اومدم
بابايي شما رو از خانم جودکي پرستار جديدي که روز شنبه اولين روز موندن شما پيشش بود گرفته بود و به سمت خونه مادر بابايي ميومده که شما حسابي لباسات رو کثيف کرده بود.
سه شنبه مادر بابايي پلاتين پاشو دراورده بود و روز شنبه مرخص شده بود ماهم رفتيم براي ديدن
ان شب گذشت و روز يکشنبه تا ساعت 14 شکم شما دوباري کار کرده بود منم سريع مرخصي گرفتمو اومدم شما رو بردم دکتر
دکتر کوتريماکسازول و مترونيدازول داد
دوشنبه هم مرخصي گرفتم و باز پيش شما موندم
يه 10 باري شما خرابکاري کردي و خوبيش اين بود چند باري ors خوردي
روز سه شنبه بابا جون مرخصي گرفت
چون من از شنبه همش مرخصي بودم
چهارشنبه هم مادري پيشت موند
تا امروز که جمعه است شما بهتر شدي اما هنوزم بيحالي
اميدوارم اين روزاي سخت ديگه تکرار نشه.


بازم آنيتا بيرون روي گرفت
